تبلیغات
وبلاگ فرهنگی مذهبی کنگاور - متن مداحی

_____________________________________

گفتا به مشکش که من لاجرم

**************************************************

بگفتا به مشکش که من لاجرم
به دندان گرفته تورا می برم
ولی ناگهان پاره شد قلب مشک
وشد آسمان ناگهان بر سرم
تنم پر ز پیکان دو دستم به خاک
ولی سوی خیمه دوچشم ترم
نه آبی بمانده دراین پاره مشک
نه رویی که آرد مرا تا حرم
قدم رنجه فرما به بالین من
تو ای شاه خوبان ز لطف و کرم
ببخشا اگر خواندمت یااخا
بگفت مادرت بانوی محترم
وگرنه همانم غلام شما
همانی که خوانده مرا مادرم
بیا و زمن دور کن مشک را
خجالت کشم زانکه آب آورم
به طفلان بگو تا حلالم کنند
همین را بگو جمله ی آخرم

____________________________________

نام این نوحه.این نخل کهنسال ثمرداشته روزی

***************************************************

این نَخل کُهنسال ثمر داشته روزی
منظومۀ او چند قَمر داشته روزی

این مادرِ بی کس که سَر قبر نشسته
در دامن خود چند پِسر داشته روزی

دنبال سر فاطمه تا سَر حَدِ جانش
در بیتِ ولا سینه سپر داشته روزی

هم فضه هم أسما اگر او بود نبودند
این فاطمه از بس که هنر داشته روزی

یک فاطمه این است و یک فاطمه آن است
آن هم ز همین کوچه گذر داشته روزی

در بین همین کوچۀ غم موقعِ برگشت
زهرای جوان دردِ کمر داشته روزی

*با فاطمیه خداحافظی کنیم اونم با روضۀ عباس ...*

جز خدمتِ اولاد علی مادر عباس
هیهات اگر میل دگر داشته روزی

از شدتِ اشک عطر گل یاس گرفته
در خانۀ خود روضه ی عباس گرفته

عباس نگو ماهِ شَبم تار شد و رفت
در کرببلا حیدر کرار شد و رفت

این خوش قدُبالا شُدنش دردسرش شد
ما بین دو صد تیر گرفتار شد و رفت

گفتن عمودی به سرش خورد و زمین خورد
گفتن که تیرِ سپری خار شد و رفت

*تیرُ به چشمش زدن .... الله اکبر ... خم شد تیر رو از چشمانِش خارج کنه
تیر بیرون اومد اما ... کلاخود ش افتاد ... سر برهنه شد ....
بمیرم برات نانجیبی اومد با عمود به سَرِش زد ... سر متلاشی شد ....
از روی اسب به زمین افتاد .... اخ صدا زد :*

شرمنده ام از روی ربابُ و علی اصغر
با هلهلۀ حرمله بیدار شد و رفت

از خیمۀ زنها خبر آمد به مدینه
زینب دو سه جا راهی بازار شد و رفت ...

حسین .... وای ......

____________________________________

دست کشیدم از همه دنیا
تا که شیش گوش تو رو دیدم
من یه عمره مجرم عشقم
تو بکن کروبلا تبعیدم
+
خدا شاهد که خیلی شب ها
یاد کروبلا گریه کردم
مادرم دعا کرده تو حقم
که برم حرم و بر نگردم
++
کربلای رویای این دل شیدامه
تو حرم بمیرم من که از خدامه
دار و ندارمو به شما مدیونم
هر چی دارم از الطاف آقامه

ثارالله

زندگیمو به تو مدیونم
نذر عشق تو تن و جونم
تو که جای خود داری آقا
من سگ رقیه خاتونم
+
داره عمرم میره تو هیئت
بده به نوکراتون بشارت
تو رو به جون حضرت عباس
بده اذن مو بیام زیارت
++
نوکرت رو اسمت بد جوری حساسه
سینه چاک تو و حضرت عباسه
حرف حساب من اینه فقط حرم
نمی دونم چه جور امضا کن خلاصه

ثارالله ثارالله

پهلوون پهلونایی با مرام و با وفا عباس
ثانی حیدر کراری شمایی دست خدا عباس
+
آقا پادشاه عالمینی لقبت شده خدای احساس
فرموده آقام امام سجاد رحم الله عمی العباس
++
خشم تو یک جلوه از قضب بابات
کشته میده والله جذبه ی چشمات
میگن که وقتی که سوار مرکب بودی
به رو زمین چیره میشه پا ها

ابالفضل ابالفضل

___________________________________

ای وای چی داره سرم میاد
انگار داره مادرم میاد
بی جون افتاده برادرم
دورش لشکر ابن زیاد
لشکر جلو چشم مادرش
کاشکی نریزن روی سرش
بسه چقدر میزننش
رحمی به رقیه دخترش
کاری کرده شمر بی حیا
پاشید روی زمین خون خدا
مردم وقتی گفت به لشکرش
حمله با تمامی قوا
+
ریختن رو سرت چه وحشیانه
خون تو گودال شده روانه
میزنه با نیزه ضربه پهلو
بی حیا تر از آون شمر و صنانه




ای وای ای برادرم
....
ای وای چ کنم برادرم
ای وای خاک غم شد به سرم
میگه یکی از تو قتلگاه
به به عاشق انگشترم
چشمش تا که انگشتر و دید
اومد تا بالا سرت رسید
انگار داره کاری میکنه
ای وای چرا دستاتو برید
قطعه قطعه گشته پیکرت
مونده تک و تنها مونده خواهرت
+
سر تو به نیزه نشسته ای وای
استخون سینت شکسته ای وای
حمله کردن داداش به خیمه هامون



ای وای ای برادرم




لب گودال مادر افتاده
لب گودال خواهر افتاده
لب گودال دختر
چادر افتاده
معجر افتاده
خواهر افتاده
مادر افتاده
ته گودال بی سر افتاده
زیر دست و پا یه سر افتاده
به گمونم که اصغر افتاده
اکبر افتاده
اصغر افتاده
خواهر افتاده
مادر افتاده
..
معجرم سوخت. دست و پام سوخت
چادرم سوخت.. موی سرم سوخت
عمه ام سوخت. بال و پرش سوخت
طشت طلا سوخت. خیزران سوخت




ای وای حسین...



تاریخ : یکشنبه 6 فروردین 1396 | 01:05 ب.ظ | نویسنده : saeed gharloghi | نظرات
.: Weblog Themes By bacheshie :.